تکنیک های خلاقیت

خلاقیت وراه های افزایش آن(2)

خلاقيت و راه های افزايش آن (2) 
خلاقيت
اين تعاريف نشان مي دهد كه خلاقيت دربرگيرنده اين موارد است:
• توانايي ديدن چيز ها به طرزي نو
• آموختن از تجارب قبلي و ارتباط دادن اين يادگيري به موقعيت هاي تازه
• تفكري انعطاف پذير و شكستن محدوديت ها
• استفاده از روش هاي غير سنتي براي حل مشكلات
• فراتر از اطلاعات گام برداشتن
• آفريدن چيزي منحصر به فرد يا اصيل
مك كلر(1957)معتقد كه هر تفكر خلاقي منابعي بيروني دارد كه شايد دور يا نزديك،آگاهانه يا ناآگاهانه باشد.خلاقيت در خلا ايجاد نمي شود.عامل خلاق در ارتباط با اين منابع است و در ضمن اطلاعات گرفته شده از اين منابع را سازماندهي دوباره مي كند.
براي اين كار به اين ها نياز داريم:
• مهارت و توانايي لازم براي فعلت بخشيدن به عقايدمان
مجموعه اي از دانش و درك براي كاوش و يافتن تركيبات تازه
• نگرش ها و آمادگي هايي كه ما را قادر مي سازد تكليفي را تا مرحله به فعلت رساندن عقايدمان ادامه دهيم.
خلاقيت يعني يافتن ارتباط بين آن چيز هايي كه قبلاً با هم بي ارتباط بودند به طرقي كه از نظر خود فرد تازه و معني دار است.
تخيل عبارت است از
((بازي بدون عمل.))
((توانايي مجسم كردن تصورات بينايي،حس و شنوايي در ذهن.))
((توانايي به تصور در آوردن آنچه نيست.))
تخيل-((نيروي براي شكل دادن به تصوراتي كه هنوز شكل نگرفته اند.))
((ديدن چيزي كه نيست.دانيل فكر مي كند كه توري قفسه شبح است.))
((توانايي شكل دادن تصورات ذهني متنوع و غني يا مفاهيمي از مردم،جاها،چيز ها،موقعيت هايي كه وجود ندارد.))
((توانايي شناختي به تصور در آوردن واقعيتي ديگر در ذهن.))
((تخيل-الهام،تصور،خيال...)
((آنچه انساني است.)

تخيل

اين تعاريف بعضي از عناصري را كه بخشي از تخيل است نشان مي دهد.
تخيل كردن يعني:
• جدا كردن خود از جهان ملموس و پيش رفتن به فراسوي موقعيت هاي عيني.
• محدود نبودن به جهاني كه ادراك مي كنيم.
• جدا كردن عمل و اشياء از معنايشان در جهان واقعي و بخشيدن معناي تازه به آن.
• يكي كردن و انسجام دادن به تجارب و ادراكات.
• ساختن آنچه نيست ولي مي تواند باشد؛وانمود كردن.
اين گونه ادراكات فرد مبدل به تصورات مي شود،ذخيره مي شود وبه كار مي رود بستگي به خود فرد فرد دارد.هر فردي ممكن است تخيلي را ترجيح دهد و توانايي تخيل كردن در افراد مختلف متفاوت است.
براي مثال،به هنگام تخيل از اين ها مدد مي گيريم:
• تجارب بينايي-آنچه ديده ايم.
• تجارب شنوايي-آنچه شنيده ايم.
• تجارب حسي-آنچه حس كرده ايم.
تخيل دروني كردن ادراكات ماست و كاربرد آن ها و اشياست براي خلق معاني اي كه وابسته به جهان بيروني نيستند.

ارتباط بين خلاقيت و تخيل

از اين تعاريف چنين بر مي آيد كه خلاقيت و تخيل در عين حال كه يكي نيستن ولي كاملاً به هم ربط دارند. خلاقيت غالباً مستلزم كاربرد تخيل است. براي مثال:
• چسب لباس كه كار دكمه رامي كند و بسيار راحت تر از دكمه بستن است در نتيجه مشاهدات مبدع آن خلق شد. او هنگامي كه از مزرعه مي گذشت ديد كه خار و خسك به لباسش چسبيده است. او از اين مشاهده با استفاده از تخيلش مدلي براي بستن لباس ابداع كرد. بسياري از افراد در طول سال ها مي دانستند كه خار و خسك چه خاصيتي دارد ولي او اولين كسي بود كه كاربرد گسترده تر آن را ديد.او با استفاده از خلاقيتش مشاهداتش از خار و خسك را به لباس ارتباط داد.
• دانشمندان براي درگير شدن در كار ‍‍ژنتيك جمعيت،اعداد خيالي ابداع كرده اند.جذر منهاي يك در دنياي واقعي وجود ندارد و در فرمول هايي كه در اين زمينه به كار مي رود اهميتي حياتي دارد. بدون اين عدد خيالي مشكلات ژنتيك جمعيت حل نمي شد و تفكر پيشرفت نمي كرد.
هنگامي كه روابط تازه اي كشف مي كنيم غالباً با توسل به تخيل خود را از جهان اطراف خود جدا مي كنيم،ادراكات خود را دروني مي كنيم و احتمالات مختلفي را بررسي مي كنيم. ولي به هنگام كاربرد تخيل خود هميشه خلاق نيستيم. براي مثال،بازي تخيلي كودكان مي تواند تكراري باشد. آنان ممكن است صرفاً نقش ها و سناتور هايي را كه مي دانند تكرار كنند. تعاريف تخيل و خلاقيت كه گاردنر و فرانسيس ارائه كردند به ما كمك مي كند تا تفاوت را بفهميم-تخيل توانايي به تصور درآوردن آن چيزي است كه وجود ندارد،عنصر خلاق يعني مبدل كردن تخيل به واقعيت. يا به قول فروبلوقتي ما خلاقيم كه((به تفكر خود جسم بدهيم. . .آنچه غي قابل ديدن است قابل ديدن كنيم.))

ويژگي هاي خلاقيت در كودكان خردسال

غالباً چيز هايي كه كودكان كشف مي كنند تازه نيستند و مدت ها قبل كسان ديگركشفشان كرده اند. ولي اينكشفيات براي كودك تازگي دارد. خلاقيت در كودكان يعني وقتي كه براي اولين بار ارتباطي را كشف كرده اند كه قبلاً كشف نكرده بودند.آيزنبرگ و يالانگو در تعريف خلاقيت در سال هاي اوليه كودكي اين راه ها را پيشنهاد مي كنند.
كودكان خلاقند در صورتي كه:
• كاوش كنند و بيازمايند.
• با استفاده از زبان و بازي به جهان خود معنا ببخشند.
• مدتي طولاني بر روي يك تكليف تمركز كنند.
• به آشفتگي نظم بدهند و با پديده قديمي و آشنا كاري تازه كنند.
• با تكرار چيزي تازه بياموزند.

ارتباط خلاقيت و بازي

بين فرايند خلاق و بازي ارتباط ها و همپوشي هاي بسياري وجود دارد. بازي و خلاقيت ويژگي هاي مشتركي دارند. در حقيقت بازي غالباً بخشي از فرايند خلاق است. هر دو اين ها اين موارد را در بر مي گيرد:
• يك نگرش و يك فرايند
• وضعيتي ذهني و آمادگي
• آمادگي كنار آمدن با عدم اطمينان
• توانايي كاوش در مفاهيم تازه
• تفكر و اگر،يعني توانايي نگاه كردن به يك مشكل از راه هاي مختلف
• عدم اجبار
• فرصت انتخاب داشتن
• آفرينش و باز آفريني ابتكار داشته باشيم
ابتكار عبارت از دور شدن از چيز هاي واضح و معمولي يا قطع رابطه با تفكر مبتني بر عادت است. ايده هاي ابتكاري از نظر آماري كمياب اند. در واقع،برخي از محققين ترجيح مي دهند به جاي ابتكار لغت«منحصر به فرد»را به كار ببرند. در آزمون هاي خلاق معمولاً ارتباطي بالنسبه قوي بين سيلان و ابتكار وجود دارد. معذالك، به طور كلي مقياس هاي ابتكار رفتار خاق ر دقيق تر پيش بيني مي كنند تا مقياس هاي سيلان. بدين ترتيب ،در عين آنكه سيلان (اياد سريع تعداد زيادي ايده)مسلماً اين احتمال را كه ايده هاي ابتكاري ايجاد شود بالا مي برد،تضميني وجود ندارد كه اين مطلب اتفاق بيفتد. در نتيجه اين موضوع حائز اهميت استكه بعضي از ويژگي هاي ايده ابتكاري مختلف و روش هاي بالا بردن احتمال ايجاد چنين ايده هائي را مورد بررسي قرار دهيم.
اگر شرح يك وضعيت مسئله ساز معمولي مدنظر باشد،فردي كهدر حل مسائل داراي شايستگي باشد بايد بتواند راه هاي معمولي يا بر طبق عادت خود را براي حل مسئله شرح داده،مؤسر بودن آن ها را ارزيابي نموده و راه حل هاي مختلفي تدوين كند. اگر شرح يك وضعيت مسئله ساز غيرعادي داده شده باشد،فردي كه در حل مسائل شايستگي دارد بايد بتواند برخي از روش هي سنجيده ايجاد راه حل هاي مناسبرا مورد استفاده قرار دهد. معمولاً،استفاده از چهارقانون يورش فكري،كاربرد صورت هاي تطبيق اسكمپر تدوين شده توسط ابرل روش هاي ويژه سينتيكز،تفكر جانبي((ادوارد دبونو))نمايش هاي اجتماعي و ساير ابزار هايي كه منجر به ايجاد ايده هاي ابتكاري خواهد گرديد. با وجود اين،عوامل عاطفي،غير منطقي،فوق منطقي و اانگيزش به ويژه در ايجاد ايده هاي ابتكاري حائز اهميت اند. متفكر مبتكر بايد از اينكه با ديگران متفاوت باشد(يا در اقليت يك نفري قرار داشته باشد)احساس راحتي كند. والدين،مربيان،كارفرمايان،سرپرستان و ساير افرادي كه در هدايت جامعه نقش عمده اي ايفا مي كنند مي توانند با قائل شدن احترام براي راه هاي غير عادي ايجاد شده،نشان دادن اين طرز فكر كه ايده هاي غير عادي ممكن است مفيد باشند با فراهم ساختن وقت براي تمرين بدون ارزيابي،و نظاير آن،اين فرايند را تهسيل كنند.

ويژگي راه هاي ابتكاري

در بسياري موارد،ابتكار به اساس ((ساتوري))و خلاقيت تخيلي خيلي نزديك مي شود. در بسياري از آزمون هاي خلاقيت،براي آنكه معلوم شود يك ايده ابتكاري است يا نه،ضابطه ندرت آماري يا كميابي مورد استفاده قرار مي گيرد. معذالك،راه هاي مختلف بايد همچنين نشانه يك جهش فكري-دار!بودن((نيروي))خلاقيت بوده و از آنچه واضح است بدور باشد. بدين ترتيب، نمي توانيم راهي را كه بر طبق عادت به فكر خطور مي كند يا مكرراً اتفاق مي افتد ابتكاري ارزيابي كنيم. ولي در بسياري موارد، راه هايي كه به ندرت ارائه مي گردد نشانه يك جهش فكري بوده و داراي قوت خلاقيت است و تلقي كردن آن بعنوان موجه است.
ممكن است مفيد باشد كه ببينم چگونه اين طرح در راه هاي مختلفي كه آمده عمل مي كند. راه هاي مختلفي را كه براي كاربرد هاي غير عادي اتومبيل هاي اسقاطي ايجاد كرديد مورد بررسي قرار دهيد. هريك از راه هاي مختلف زير را كه ذكر كرديد علامت بزنيد و ببينيد پس از حذف اين ها چه پاسخ هايي باقي مي ماند:
• هنر،هنر انتزاعي،مجسمه سازي مدرن،هنر توده پسند و غيره.
• اتومبيل ها،يك اتومبيل از چند اتومبيل اسقاطي بسازيد.
• اتومبيل ها،براي بازي بچه ها كه تظاهر به راندن اتومبيل كنند.
• صندلي ها.
• تخريب كلي.
• نمايش اتومبيل هاي تصادفي براي هشدار به رانندگان.
• استفاده هاي آموزشي،دوباره سازي براي يادگيري،آن به جوان براي يادگيري درباره اتومبيل.
• كاشتن گياهان.
• مسابقه.
• تعميرو فروش آن ها.
• استفاده هاي آموزشي،دوباره سازي.
• يادگيري درباره اتومبيل.
• خورده آهن،خورده فلزو غيره.
• وسائل يدكي براي اتومبيل هاي ديگر.
• استفاده از تاير ها براي گرداندن به عنوان اسباب بازي.
• با چكش روي آن ها بكوبيد تا تنش خود را از بين ببريد.
• باز سازي تاير ها براي فروش.
• اسباب بازي در زمين بازي.
پشتيباني از ساير رشته ها و تحقيقات خلاقيت
ايده((وحدت اضداد))و فرايند هاي فكري مربوط به عنوان فرآيند هاي غير واپس رو سطح بالا،منحصر به روانكاري نيست و مدتهاست كه در مآخذ نمايشي موسوم بوده است. در واقع،بيشتر نمايش هاي بزرگ مربوط به حل خلاق اختلافات همراه با بر خورد بوده و اين انفجارات بينش زاست كه در تآتر مورد تحسين قرار گيرد.روبرت ادلر،به اين پديده ها((وحدت اضداد))اطلاق نموده و اعتبار اين ايده را از طريق ساخت و بازي كردن سناريو هايي نظير سناريو هاي درام اجتماعي كه قبلاً ذكر آن رفت نشان مي دهد.استفاده از اين چنين اختلافاتي در نوشته دراماتيك به وسيله انگري در نوشته كلاسيك وي موسوم به هنر نويسندگي دراماتيك شرح داده شده است.
مفهموم وحدت اضداد همچنين در تحقيقات درباره افراد خلاق ديده شده است. به ويژهدر تحقيقات مك كينون و بارون و همكارانشاندر((انستيتوي ارزيابي و تحقيقات شخصيت ها))در دانشگاه كاليفرنيا در بر كلي واضح و روشن است. آناندريافتند كه افراد فوق العاده خلاق بيش از همتايان كمتر خلاقشان در وفق دادن خود با تضاد هاي دروني شان موفق بوده اند. آنان در آن واحد داراي ويژگي هاي مذكر و ويژگي هاي مؤنث،مستقل و وابسته،داراي،خودكاري بيشتر و نيز پذيرا تر و باز تر نسبت به ايده هاي ديگران،همرنگ جماعت تر و خود رأي تر هستند. بسياري از افراد كمتر خلاق نسبت به اين ويژگي هاي متضاد در بين افراد خلاق و از نتايج چنين تحقيقاتي در تعجب اند. چنين خصوصيات متضاد از نظر منطقي قابل توجه نيستند و براي افراد كمتر خلاق چنين سنتر خلاقي قابل درك نيست.

شخصيت خلاق

با وجود دلايل معتبر،مي توان پذيرفت كه روش هاي مبتكرانه در افرادي كه با بصيرت عمل مي كنند،تا حدودي عادي است. در شرح حال افراد نابغه و نوآور همواره مي توان نشاني از تفكرات نوآورانه پيدا كرد البته،افكار معدودي به خود ادامه داده و شهرت خود را در ياد بجاي گذارده اند.بازده بسيار بالا براي افرادي كه كار هاي چشمگيري ارايه داده اند،يك قاعده است و نه يك استثنا. به نظر مي رسد كه واكنش هاي مبتكرانه در برخي ديگر،هيچگاه از تفكرات مرسوم و قالبي خود دست نمي كشند.
اگر برخي از افراد همواره مبتكرانه عمل كرده و برخي ديگر خير،اين به جهت الگو هاي معين ويژگي هاي نسبتاً پايداري است،كه ايجاد كنش هاي مبتكرانه را هم تسهيل بخشيده و هم با مانع روبرو مي سازد.
آنچه ما خلاقيت مي ناميم در واقع به دست آوردن چيزي منحصر به فرد و يا حداقل كمياب است. نقش الگويي معلم در رشد خلاقيت
نقش الگويي معلم نيز در بالا بودن قدرت خلاقيت دانش آموزان داراي اهميت بسزايي است. تحقيقات نشان داده اند افراد خلاق خيلي بيشتر از افراد غير خلاق در پرورش خلاقيت موفقترند. معلمي كه از انگيزه خلاق برخوردار است هم خود الگويي براي خلاق بودن و هم فرايند خلاقيت را تقويت مي كند. آنها به واسطه نگرشي كه دارند از دانش آموزان اطلاعات و پيروي محض نمي خواهند،بلكه به آن ها آزادي لازم را خواهند داد تا بتوانند خود كشف و ابداع كنند. از سؤالات غير منتظره و حتي به ظاهر نا معقول و عجيب آن ها استقبال مي كنند و به بحث و گفتگو پيرامون آن مي پردازند و با فراهم آوردن محيط مناسب به دانش آموزان فرصت مي دهند،توانايي بالقوه خويش را محقق سازند و در نهايت تلاش مي كنند آنچه موجب توسعه خلاقيت هم در دانش آموزان و هم در خودشان مي گردد را بشناسند و به كار بگيرند. آمابيل معتقد است معلمان با بيان آزاد احساس خود مانند عشق و شادي،كنجكاوي به امور مي توانند الگوي مناسبي براي كودكان باشند.

توصيه هايي براي رشد خلاقيت

• مكان ها و زمان ها را كه معمولاً ايده هاي جديدي به ذهنتان مي رسد،شناسايي كرده و سعي كنيد روزي يكبار در آن موقعيت قرار بگيرد(قبلاً كاغذ و قلم براي يادداشت برداري آماده كنيد).
• هنگامي كه با مشكلي روبرو مي شويد بعد از نيم ساعت سعي كنيد جاي خود را عوض نموده و از هواي تازه استنشاخ نماييد. به طور كلي حال و هواي خود را عوض كنيد و دوباره به موضوع فكر كنيد.
• مرتب با خود فكر كنيد اگر مشكل يا مسئله ام حل شود چه خواهد شد. همين تصور به شما نيرويي براي حل مسئله و ديدن آن زواياي مختلف مي دهد.
• به آهنگ هاي الهام بخش بيشتر گوش دهيد. مثل آهنگ هستي!
• از مكان هاي رويايي مثل موزه ها وم آثار باستاني و...بيشتر ديدن كنيد.
• با افراد خلاق بيشتر معاشرت كنيد.
• به جاهايي كه تا به حال نرفته ايد بيشتر مسافرت كنيد.
• به طبيعت بيشتر برويد. مخصوصاً جاهايي كه تا به حال نرفته ايد.
• خلاقيت نمي تواند تحت شرايط فشار ايجاد شود. اگر عجله،تشويق يا مشغوليت و نگراني زيادي داريد آن ها را برطرف نماييد.
• اشيايي را كه روي ميز يا جلوي چشمتان قرار مي دهيد،متنوع باشد. همچنين سعي كنيد از چيز هايي انتخاب كنيد كه خلاقيت را بيشتر تحريك مي كنند. مثل اشياء عجيب و غريب،عتيقه و يا حتي قراضه هاي بي ارزش.
• سعي كنيد گاهي مخالف عادت هاي خود رفتار كنيد. به عنوان نمونه اگر عادت به سيگار يا آدامس داريد حداقل گاهي آن را كنار بگذاريد و يا اگر هميشه با اتومبيل شخصي به محل كار يا مسافرت مي رويد گاهي با وسايل عمومي برويد و يا اگر هميشه از كانال راديو يا تلوزيون خاصي استفاده مي كنيد گاهي از كانال هاي ديگر نيز استفاده كنيد و همچنين اگر عادت كرده ايد كه هميشه به رستوران مشخصي رفته و در محل معيني بنشينيد گاهي بر خلاف آن عمل كنيد و...
• دكوراسيون منزل يا محل كار خود را مرتب تغيير دهيد.
• هميشه از نمايشگاه اختراعات و اكتشافات ديدن كنيد.
• از افراد غريبه يا بي خبر از موضوع،حتي بچه ها در حل مسئله تان استفاده كنيد.
• براي حل مشكل مورد نظرتان يك زمان ضرب العجل معين كنيد.
• سعي كنيد خودتان را جاي موضوع يا مشكل و از دريچه ديد آن به مسائل نگاه كنيد.
• معما زياد حل كنيد.
• سعي كنيد تكنيك شش كلاه فكري را در محل كار يا منزل و بين اقوام و دوستان رايج كنيد.
برو هر لحظه ايمان تازه گردان مسلمان شو،مسلمان شو،مسلمان

منابع :

1- خلاقيت:فراسوي اسطوره نبوغ/نوشته رابرت وايزبرگ؛ترجمه مهدي والفي.تهران:روزنه،1387.
2- تشويق خلاقيت و تخيل در كودكان/برنادت دافي؛ترجمه مهشيد ياسائي.-تهران:ققنوس 1380.
3- ماهيت خلاقيت و شيوه هاي پرورش آن/تأليف افضل السادات حسيني؛ويراسته علي سالياني.-مشهد:شركت به نشر،1378.
4- تكنيك هاي خلاقيت فردي و گروهي/تأليف جليل صمدآقايي.-تهران:مركز آموزش مديريت دولتي،1380.
5- خلاقيت/نوشته دكتر ئي-پال تورنس؛ترجمه:دكتر حسن قاسم زاده.تهران:نشر دنياي نو،1372.
6- حل مسأله خلاق:روش هايي در خلاقيت عملي/نويسنده:داگلاس كمبل؛ترجمه عليرضا توكلي.-تهران:مدرسه،1384

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 0:1  توسط e.r  | 

روشهای افزایش خلاقیت

 
 
                                                
 
يکي از بهترين راه‌ها براي رشد خلاقيت، خبره شدن در آن حوزه است. با داشتن درک عميق از موضوع، بهتر قادر خواهيد بود که به تفکر درباره راه‌حل‌هاي ابتکاري و...

... نوآورانه براي مسائل بپردازيد. به گفته رابرت استرنبرگ، روان‌شناسِ شناختي، خلاقيت را مي‌توان چنين تعريف کرد: «... فرايند به وجود آوردن چيزي که هم بديع و تازه باشد و هم باارزش و به درد بخور». خلاقيت به معني يافتن راه‌هاي جديد براي حل مشکلات و نزديک شدن به شرايط است. خلاقيت، مهارتي نيست که فقط منحصر به هنرمندان، موسيقيدانان يا نويسندگان باشد. بلکه مهارت سودمندي است که در همه مردم مي‌تواند وجود داشته باشد. راهنمائي زير به افزايش خلاقيت شما کمک مي‌کنند:

1- نسبت به رشد خلاقيت متعهد باشيد
نخستين گام اين است که خود را به طور کامل وقف رشد و توسعه توانائي‌هاي خلاقانه خود کنيد. از تلاش دست برنداريد. هدف گذاري کنيد، روي کمک ديگران حساب باز کنيد و براي رشد مهارت‌هاي خود، زماني را در هر روز کنار بگذاريد.

2- خبره شويد
يکي از بهترين راه‌ها براي رشد خلاقيت، خبره شدن در آن حوزه است. با داشتن درک عميق از موضوع، بهتر قادر خواهيد بود که به تفکر درباره راه‌حل‌هاي ابتکاري و نوآورانه براي مسائل بپردازيد.

3- براي کنجکاوي خود ارزش قائل شويد
يکي از موانع متداول بر سر راه خلاقيت، کم اهميت دادن به کنجکاوي است. هنگامي که کنجکاوي شما نسبت به چيزي برانگيخته مي‌شود به جاي آن که خود را سرزنش يا توبيخ کنيد، به تحسين خود بپردازيد و به خود پاداش دهيد. براي خود اين فرصت را به وجود آوريد که به کشف موضوعات تازه بپردازيد.

4- باور کنيد که خلاقيت به خودي خود با ارزش است
رشد انگيزه‌هاي دروني بسيار اهميت دارد. اين باور را در خود تقويت کنيد که خلاقيت به خودي خود ارزشمند است حتي اگر به دستاورد خاصي منجر نشود.

5- خطرپذير باشيد
براي تقويت مهارت‌هاي خلاقانه خود، بايد آماده خطرپذيري باشيد. ممکن است تلاش‌هاي شما هميشه به موفقيت نيانجامد امّا مطمئن باشيد که تقويت استعدادهاي خلاقانه و دستيابي به مهارت‌هاي تازه در آينده به دردتان خواهد خورد.

6- به خود اعتماد داشته باشيد
بي‌اعتمادي به توانائي‌هاي خود، مانع خلاقيت مي‌گردد. به همين دليل، تقويت حس اعتماد به نفس اهميت زيادي دارد. پيشرفت‌هايي که به دست آورده‌ايد را ثبت کنيد، از تلاش‌هاي خود خشنود باشيد و هميشه در صدد يافتن راهي براي تحسين خلاقيت خود باشيد.

7- زمان لازم را براي خلاقيت در نظر بگيريد
اگر زمان لازم و کافي را براي رشد استعدادهاي خلاقانه خود اختصاص ندهيد، در اين کار موفق نخواهيد شد. در هر هفته زماني را براي تمرکز بر روي يک نوع پروژه خلاقانه کنار بگذاريد.

8- نگرش‌هاي منفي را کنار بگذاريد
براساس يک مطالعه پژوهشي , نگرش مثبت مي‌تواند توانايي شما در تفکر خلاقانه را افزايش دهد. بدين خاطر، بر روي حذف و کنار گذاشتن افکار منفي يا خود-انتقادي که مي‌تواند مانع رشد مهارت‌هاي خلاقانه شما گردد، تمرکز کنيد.

9- بر ترس خود از شکست غلبه کنيد
ترس از اشتباه کردن يا شکست خوردن از پيشرفت شما جلوگيري مي‌کند. هرگاه چنين افکار و احساسي به سراغتان آمد، به خودتان يادآور شويد که اشتباهات، خود بخشي از فرايند است. با وجودي که گاهي اوقات ممکن است با موانعي در مسير خلاقيت خود روبرو شويد امّا نهايتاً به اهداف خود خواهيد رسيد.

10- براي به دست آوردن ايده‌هاي جديد از يورش فکري استفاده کنيد
يورش فکري روش متداولي در محيط‌هاي علمي و حرفه‌اي است امّا مي‌تواند به عنوان ابزاري قدرتمند براي رشد خلاقيت نيز مورد استفاده قرار گيرد. قضاوت‌هاي خود را کنار بگذاريد و شروع به نوشتن هر ايده و راه‌حلي که به نظرتان مي‌رسد بکنيد. هدف از اين کار، توليد هر چه بيشتر ايده در يک دوره زماني کوتاه است. سپس بر روي پالايش و روشن‌تر کردن ايده‌هاي خود تمرکز کنيد تا به بهترين گزينه ممکن دست يابيد.

11- بدانيد که اغلب مسائل راه‌حل‌هاي متعدد دارند
بار بعد که به حل مساله‌اي پرداختيد، سعي کنيد به دنبال راه‌حل‌هاي مختلف بگرديد. به جاي آن که مستقيماً به سراغ نخستين ايده‌اي که به فکرتان رسيد برويد، کمي تامل کنيد و به راه‌هاي ديگر براي نزديک شدن به مساله فکر کنيد. اين کار ساده، راه خوبي براي ايجاد مهارت‌هاي حل مساله و تفکر خلاق در شماست.

12- براي فعاليت‌هاي خلاقانه خود دفتر يادداشت تهيه کنيد
براي پيگيري فرايند خلاقيت در خود و ايده‌هايي که به نظرتان رسيده است، دفترچه يادداشتي درست کنيد. وجود اين دفترچه کمک شاياني به بازتاب دستاوردهاي شما و در نظر گرفتن راه‌حل‌هاي احتمالي ديگر خواهد بود. ايده‌هايي که در اين دفترچه ثبت مي‌شوند مي‌توانند در آينده الهام بخش شما گردند.

13- نقشه ذهني ايجاد کنيد
«نقشه ذهني» وسيله خوبي براي مرتبط ساختن ايده‌ها و جستجو براي پاسخ‌هاي ابتکاري و خلاقانه به سوالات است. نقشه ذهني چنين درست مي‌شود: ابتدا موضوع يا واژه اصلي را روي کاغذ بنويسيد. سپس عبارات يا ايده‌هاي مرتبط را پيرامون آن بنويسيد و به آن پيوند دهيد. اين روش با وجودي که شبيه يورش فکري است امّا به شاخه شاخه شدن ايده‌ها کمک مي‌کند و امکان مشاهده چگونگي ارتباط آن‌ها با هم را فراهم مي‌سازد.

14- خود را به چالش بکشيد
فرايند رشد مهارت‌هاي خلاقانه، پايان پذير نيست. بنابراين، چالش مداوم خود به منظور رشد بيشتر قابليت‌ها و توانائي‌هايتان بسيار اهميت دارد. به جستجوي رويکردهاي پيچيده‌تر برآئيد، چيزهاي جديد را امتحان کنيد و از به کارگيري همان راه‌حل‌هايي که در گذشته استفاده کرده‌ايد اجتناب نمائيد.

15- روش «6 کلاه» را امتحان کنيد
روش «6 کلاه» مستلزم نگاه کردن به مساله از 6 ديدگاه متفاوت است. با اين کار مي‌توانيد نسبت به موقعي که فقط از يک يا دو ديدگاه به مساله مي‌نگريستيد، ايده‌هاي بيشتري به دست آوريد.
کلاه قرمز: به وضعيت طور احساسي بنگريد. احساستان به شما چه مي‌گويد؟
کلاه سفيد: به وضعيت به طور عيني بنگريد. واقعيت‌ها چه هستند؟
کلاه زرد: به وضعيت با ديد مثبت بنگريد. کدام عناصر راه حل عمل خواهند کرد؟
کلاه سياه: به وضعيت با ديد منفي بنگريد. کدام عناصر راه حل عمل نخواهند کرد؟
کلاه سبز: خلاقانه فکر کنيد. ايده‌هاي ديگر چه هستند؟
کلاه آبي: کلّي و جامع فکر کنيد. بهترين راه حل کلّي چيست؟

16- به دنبال منابع الهام‌بخش بگرديد
هرگز انتظار نداشته باشيد که خلاقيت به يکباره اتفاق افتد. به دنبال منابع جديد الهام‌بخش براي به دست آوردن ايده‌ها و انگيزه‌هاي تازه که به توليد پاسخ‌هاي يگانه به سوالاات مي‌انجامد، بگرديد. کتاب بخوانيد، از موزه‌ها بازديد کنيد، به موسيقي مورد علاقه‌تان گوش کنيد و يا به بحث سازنده با يک دوست بپردازيد. از هر روش يا راهبردي که برايتان مفيدتر است استفاده کنيد.

17- براي خلاقيت، فرصت ايجاد کنيد
علاوه بر جستجوي منابع الهام‌بخش، بايد خودتان نيز فرصت لازم را براي خلاقيت ايجاد کنيد. مثلاً در دست گرفتن يک پروژه تازه يا پيدا کردن ابزارهاي جديد براي استفاده در پروژه‌هاي فعلي.

18- سناريوهاي متفاوت را در نظر بگيريد
به هنگام تمرکز بر روي حل يک مسأله، از سوالات «چه مي‌شود اگر ... » براي در نظر گرفتن سناريوهاي احتمالي استفاده کنيد. اگر اين راه را در پيش گيريم نتيجه‌اش چه خواهد شد؟ با نگاه کردن به اين سناريوهاي مختلف، بهتر مي‌توانيد به راه‌حل‌هاي خلاقانه براي مسائل دست يابيد.

19- از روند نما استفاده کنيد
هنگامي که پروژه جديدي را در دست مي‌گيريد، روندنمايي (فلوچارت) براي نمايش پروژه، از ابتدا تا انتها، بکشيد. به مسيرها يا دنباله مختلف رويدادهايي که ممکن است اتفاق افتد نگاه کنيد. روند نما به شما کمک مي‌کند که محصول نهايي را بهتر مجسم کنيد و مشکلات احتمالي را از ميان برداريد.

20- از روش «گلوله برف» استفاده کنيد.
تا کنون متوجه شده‌ايد که چگونه يک ايده خوب معمولاً به ايده خوب ديگري مي‌انجامد؟ شما مي‌توانيد با استفاده از روش «گلوله برف» به هنگام توليد ايده براي پروژه‌هاي خود، از اين مزيت بهره‌مند شويد. اگر ايده براي کار جاري شما مفيد و مناسب نباشد، آن را براي کارهاي بعد و استفاده در پروژه‌هاي آتي کنار بگذاريد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 23:49  توسط e.r  | 

پی.ام.ای.(p.m.i(plus minus interesting

 
خلاقیت، زندگی انسان ها را زیبا نموده و طراوت و شادابی دلنشینی را به وجود می آورد.
تکنیک های خلاقیت در محیط زندگی و کار
 
 
 
 
 
 
 
 
انسان می تواند بطورارادی توجه خود راکنترل وهدایت نماید درغیراین صورت (( توجه)) انسان بطورناخودآگاه واتوماتیک واربه تجارب گذشته والگوهای ذهنی قبلی معطوف می شود.درست همانطورکه ذهن رانندگان هنگام رانندگی دریک مسیر کاملا آشنا متوجه مسایل دیگرمی گردد.
یکی ازارزشهای این تکنیک آن است که انسان را مجبورمی سازد تا دقایقی برخلاف قالبهای ذهنی اش تفکرکند وبه مرورنسبت به قالبهای ذهنی خودآگاه ترومسلط ترشود لذا آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا می کند.
نام این تکنیک برگرفته شده ازحروف اول سه کلمه plus به معنی افزودی،minus به معنی کاستن وinteresting به معنی جالب می باشد.به معنی جالب می باشد. روش کارچنین است که ابتدا فرد توجهش را به نکات مثبت p) ) موضوع یا پیشنهادها وسپس به نکات منفی (m ) ونهایتا به نکات جالب وتازه آن که نه مثبت است ونه منفی، معطوف می کند ودرپایان نسبت به تهیه لیست نکات جالب وتازه موضوع اقدام می کند.
ازآنجایی که افراد غیرخلاق تمایلی به دیدن نکات مثبت وجالب موضوعات ندارند وبیشتربه نکات منفی توجه می کنند این تکنیک تمرین خوبی نیزبرای مثبت اندیشی ودگراندیشی افراد می باشد. درواقع اینگونه ابزارها، درحکم عینکی هستند که فرد به وسیله آن می تواند همه زوایای موضوع را دقیق تر،کامل تروشفاف ترببیند.
یکی ازمهمترین کاربردهای این تکنیک زمانی است که نسبت به یک قضیه اطمینان داریم نه مواردی که نسبت به آن شک وابهام داریم . به عبارت دیگرهرچه نسبت به موضوعی بیشتربدبین یا( خوشبین) باشیم استفاده ازاین تکنیک کارگشاترواثربخش ترخواهد بود. البته لازم است هنگام استفاده ازاین تکنیک با کلاه فکری سفید،زردومشکی آشنا شده باشیم.
استفاده ازاین تکنیک درمجموع باعث می شود تا ابعاد وجوانب موضوع بیشترآشنا شویم .
فرض کنید پیشنهاد شده است تمام اتومبیلها،رنگ زرد زده شود. بنابراین سه لیست مثبت،منفی وجالب
می تواند به صورت زیرتهیه شود.

نکات مثبت

- درجاده ها راحتتردیده می شوند.
- شبها بهتر دیده می شوند.
- مشکل انتخاب رنگ نداریم.
- منتظر تولید ماشین با رنگ دلخواه نخواهیم شد.
- برای تولید کننده راحت تراست.
- تولید کننده موجودی کمتری خواهد داشت.
- بجای توجه به رنگ،به موارد فنی بیشترتوجه می شود.
- چشم وهمچشمی دراین مورد ازبین می رود.

نکات منفی

- کسل کننده می شود.
- چشم رامی زند.
- تشخیص ماشینها مشکل می شود.
- سرقت ماشین راحتترمی شود.
- آزادی انتخاب رنگ ازبین می رود.
- ممکن است بعضی ازکارخانجات رنگ ازبین بروند.

نکات جالب

- جالب می شود اگرشیدهای مختلف رنگ زرد ایجاد شود.
- جالب می شود اگرمردم به مسایل مربوط به ایمنی اتومبیل توجه بیشترنمایند.
- جالب می شود اگرگرایشهای مردم نسبت به اتومبیل عوض شود.
- جالب می شود اگرتودوزی ماشین رنگهای مختلفی شود.
- اگراجرا شودجالبه .
- دیدن افرادی که ازرنگ زرد خوششان می آید هنگام اجرای این طرح جالبه .
برای یافتن نکات جالب کافی است جمله ((چقدرجالب می شود اگر...)) راکامل کنیم . مثلا بگوییم چقدرجالب می شود اگرجاده ها نیزرنگ زرد زده شودویا چقدرجالب می شود اگرشیشه اتومبیلها نیززرد رنگ شوند.
- تمرینهای تکنیک
- راجع به پیشنهاد رسیده درمورد اجبارافراد درپوشیدن لباس متناسب با خلق وخوی خودچه فکرمی کنید( نکات مثبت،منفی وجالب آنرا بنویسید)
- فرض کنید پیشنهاد شده است هربچه ای باید یک نفر مراقب داشته باشد.
- فرض کنید پیشنهاد شده است هرکسی اجازه داشته باشد محل خرج کردن مالیتهای پرداختی اش رامشخص کند.
- فرض کنید ،صاحب هراتومبیل باید یک راننده شخصی داشته باشد.
- فرض کنید قراراست هرکس که با پارتی بازی پست ومنصبی را بدست آورده است اخراج وبجایش فرد شایسته ای قراردهند!
- فرض کنید دولت ، تمام ثروتهایی که ازراه خلاف جمع شده است را پس بگیرد!
منبع:تکنیکهای خلاقیت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 23:24  توسط e.r  | 

لیست تکنیک های خلاقیت فردی وگروهی

لیست تکنیک های خلاقیت فردی و گروهی

تکنیک های خلاقیت از نظر استفاده کننده به سه دسته تقسیم می شود، تکنیک های خلاقیت فردی، تکنیک های خلاقیت گروهی و تکنیک های خلاقیت فردی - گروهی، در این مطلب علاوه بر آشنایی مختصر با انواع این روش ها به شرح کامل یکی از پرکاربردترین روش های خلاقیت فردی - گروهی سازمان های بزرگ می پردازیم.

تکنیک های خلاقیت فردی:
تکنیک هایی هستند که فقط توسط یک فرد قابل اجرا و استفاده بوده و نمی توان آن ها را به صورت گروهی به کار برد. برخی از این تکنیک ها عبارتند از:

تکنیک تعمق Meditation
تکنیک توهم خلاق Creative illusion
تکنیک do it Do it technique
تکنیک رسم علائق Doodles
تکنیک خواب خلاقیت Creative Dream
تکنیک نگاه با چشم ذهن View with mind eyes
تکنیک حل ناخودآگاه مسائل Unconscious mind
تکنیک نمودار استخوان ماهی fishbone diagram
چک لیست اسبورن Osborn's Checklist
 

تکنیک های خلاقیت گروهی:
تکنیک هایی هستند که به منظور استفاده در گروه، طراحی شده اند و امکان استفاده به وسیله ی یک فرد به تنهایی را ندارند. تکنیک های گروهی عبارتند از:

تکنیک ایده کاتور Ideation
تکنیک ایفای نقش Role playing
تکنیک تخته داستان Storyboards
تکنیک T.K.J T.K.j technique
تکنیک جدل Dialectic technique
تکنیک دلفی Delphi technique
تکنیک سینکتیکس Synectics
تکنیک شش کلاه فکری Six thinking hats
تکنیک گروه تخیلی Speculative excursion
تکنیک طوفان فکری Brain storming
تکنیک طوفان فکری مکتوب Brain Writing
تکنیک طوفان فکری معکوس Inverse brain Storming
تکنیک گروه اسمی Nominal group
تکنیک دلفی Delphi method
 

تکنیک های خلاقیت فردی - گروهی:
تکنیک هایی هستند که می توان از آن ها به هر دو صورت فردی و گروهی استفاده کرد. برخی از تکنیک های فردی - گروهی عبارتند از:

تکنیک ارتباط اجباری Forced association
تکنیک اسکمپر SCAMPER
پرورش پی آی سی ال P.I.C.L
تکنیک پی ام آی P.M.I
تکنیک P.P.C  
تکنیک تجزیه و تحلیل ماتریسی Matrix Analysis
تکنیک  چه می شود اگر...؟ What if….?

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 21:25  توسط e.r  | 

p.m.i

 

                               

یكی از ارزش  این تكنیك آن است كه انسان را مجبور می سازد تا دقایقی بر خلاف قالبهای ذهنی اش تفكر كند و به مرور نسبت به قالب های ذهنی خود آگاه تر و مسلط تر شود ، لذا آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا می كند . نام این تكنیك بر گرفته از حروف اول سه كلمه به معنی افزودن ، كاستن و جالب می باشد . روش كار چنین است كه ابتدا فرد توجهش را به نكات مثبت موضوع یا پیشنهاد و سپس به نكات منفی و نهایتا به نكات جالب و تازه ی آن كه نه مثبت است و نه منفی ، معطوف می كند و در پایان نسبت به تهیه لیست نكات مثبت یامزایای موضوع ، لیست موانع ، محدودیت ها و نكات منفی موضوع و لیست نكات جالب و تازهی موضوع اقدام می كند . یكی از مهمترین كاربردهای این تكنیك زمانی است كه نسبت به یك قضیه اطمینان داریم نه مواردی كه نسبت به آن شك و ابهام داریم . به عبارت دیگرهر چه نسبت به موضوعی بیشتر بدبین یا خوشبین باشیم استفاده از این تكنیك كار گشاترو اثر بخش تر خواهد بود.

برای یافتن نكات جالب كافی است كه جمله ی (( چقدر جالب می شود اگر ......)) را كامل كنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 21:5  توسط e.r  | 

تکنیک پی.ام.ای.p.m.i

                  

  كوششهاي اقتصادي انسان همواره معطوف بر ان بوده است كه حداكثر نتيجه را از حداقل تلاشها و امكانات بدست آورد . اين تمايل را ميتوان اشتياق وصول به بهره وري افزونتر نام نهاد .

جميع اختراعات و ابداعات بشر از ابتدا ئيترين ابزار كار در اعصار بدوي گرفته تا پيچيده ترين و بغرنج ترين تجهيزات مكانيكي و الكترونيكي زمان حاضر متاثر از اين تمايل و اشتياق ميباشد .

اما همواره اين سوال مطرح است كه چرا كشوري پيشرفت كرده در حالي كه كشور مشابه از نظر منابع اوليه و امكانات بهره وري داراي شرايط بهتري بوده و عقب مانده است . چه عامل مهمي در شرايط مشابه باعث پيشرفت و موفقيت ( كشور – گروه – فرد ) و باعث عقب ماندگي و عملكرد نادرست بعضي ديگر ميشود .

پاسخ به اين  سوال را بايستي در ارتباط مستقيم و همبستگي مثبت بين خلاقيت و نوآوري نيروي انساني و سطح بهره وري سازمان ها جستجو نمود

خلاقيت و نوآوري لازمه و پيش درآمد توسعه و پيشرفت و تعالي يك سازمان و جامعه است و آگاهي از متون و تكنيك هاي آن ضرورتي اجتناب ناپذير براي مديران – كاركنان و پژوهشگران علاقه مند است .

افزايش خلاقيت در سازمانها ميتواند به ارتقاي كميت و كيفيت خدمات ، كاهش هزينه ها ، جلوگيري از اتلاف منابع ، كاهش بوروكراسي و باتبع افزايش كارآيي و بهره وري و ايجاد انگيزش و رضايت شغلي در كاركنان منجر گردد .

با بهره جويي از متون خلاقيت و نوآوري در سازمان هاي آموزشي ( با توجه به آنكه ستاده هاي آن بخشي از نهاده هاي اثر بخش ديگر سازمانها هستند ) و همچنين بخش آموزش سازمان ها خواهيم توانست به طريقي كار آورد اثر بخش به اهداف خود رسيده و سازمان و جامعه اي توسعه يافته و پيشرو داشته باشيم .

با پيشرفت روز افزون دانش و فناوري و جريان گسترده اطلاعت امروزه جامعه ما نيازمند پرورش انسانهايي است كه بتوانند با مغزي خلاق با مشكلات روبرو شده و به حل آنها بپردازند و از اين رويكرد نياز به آموزش خلاقيت و خلق افكار نو براي رسيدن به جامعه اي سعادتمند از اهميت خاصي برخوردار است .

  • تعريف خلاقيت و مؤلفه هاي آن

خلاقيت همواره مفهومي اسرار آميز وسيع و بسيار پيچيده بوده است . خلاقيت را شايد بتوان برترين سطح يادگيري بشر ، بالاترين توانمندي تفكر و محصول نهايي ذهن و انديشه انسان دانست. ( ص 16 - افشين سليماني )

خلاقيت از ديدگاه روان شناسي يكي از جنبه هاي اصلي تفكر يا انديشيدن است . تفكر عبارت است از فرآيند بازآرايي يا تغيير اطلاعات و نهادهاي كسب شده موجود در حافظه دراز مدت و بر دو نوع همگرا و واگرا تقسيم بندي شده است .

 تفكر همگرا عبارتست از فرايند باز آرايي يا دوباره سازي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه دراز مدت .

تفكر واگرا عبارتست از فرآيند تركيب نوآرايي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه دراز مدت . خلاقيت يعني تفكر واگرا

  • تعريف خلاقيت از ديدگاه سازماني :

خلاقيت يعني ارائه فكر و طرح نوين براي بهبود ارتقاي كميت يا كيفيت فعاليتهاي سازمان ( بهبود عملكرد ) مثلا افزايش بهره وري يعني افزايش توليدات يا خدمات كاهش هزينه ها  -  روشهاي بهتر و خدمات جديد چنانچه ملاحظه ميشود خلاقيت با بهره وري رابطه مستقيم داشته و موجب بالا رفتن سطح عملكرد در يك سازمان خواهد شد .

با توجه تعاريف فوق 3 مؤلفه خلاقيت كه عبارتند از تخصص ، تفكر خلاق و انگيزش كه ميتواند دروني يا بيروني باشد ، نقش مدير در پرورش خلاقيت با استفاده از تحرك و تشويق كاركنان – تفويض اختيار به كاركنان ، پيدا كردن ذهنهاي خلاق ، اجراي نظام مديريت مشاركتي – مشورت و تشويق ابتكارات ميتواند بسيار اثر گذار باشد .

  • ويژگيهاي خلاقيت

1.     خلاقيت فرآيندي فكري رواني است

2.     محصول خلاقيت ميتواند به شكل يك اثر – ايده – راه حل – يك مش يا هر چيز ديگري ظهوركند

3.     محصول خلاقيت پديده اي نو و جديد است ( نوآوري )

4.     محصول خلاقيت علاوه بر جديد بودن داراي ارزش نيز هست

5.     خلاقيت يك توانايي عمومي است و در همه افراد كما بيش وجود دارد

6.     خلاقيت قابل پرورش است و با محيط اجتماعي ارتباط مستقيم دارد

  • تفاوت خلاقيت و نوآوري تغيير

خلاقيت بطور عام يعني توانايي تركيب انديشه ها به شيوهاي منحصر به فرد يا ايجاد ارتباطي غير معمول بين انديشه ها ( ص 4 – خلاقيت در مديريت )

نو آوري : فرآيند اخذ ايده خلاق و تبديل آن به محصول خدوات و روشهاي جديد عمليات است.

انتفاع + اختراع + مفهوم = نوآوري

در معادله نوآوري -  مفهوم : اشاره بر ايده اي است كه با توجه به چهار چوب مرجعي آن فرد ، سازمان يك دانش انباشته شده جديد است .

اختراع : ايده جديد كه به حقيقت رسيده باشد

انتفاع : حداكثر استفاده از يك اختراع دلالت دارد

در مورد نوآوري و تغيير نيز تفاوتهايي وجود دارد . براي مثال تغيير ميتواند به بهبود رضايت شغلي يك فرد اطلاق شود در حالي كه نوآوري نتيجه و تاثيري بيش از يك فرد را در بر مي گيرد و براي دپارتمان ايجاد كننده است ( لارسن 1993 ) . از اين رو تمام نو آوريها مي توانند يك تغيير باشند در حالي كه تمام تغيير ها نوآوري نيستند . تغيير نتيجه فرآيند خلاقيت و نوآوري فرد است ( ص 4 – عباس طالب بيدختي )

تغيير سازماني به عنوان اتخاذ يك فكر يا رفتار جديد بوسيله سازمان مشخص مي شود ، اما نوآوري سازمان اتخاذ يك ايده يا رفتار است كه براي نوع وضعيت سازمان ، بازار و محيط كلي سازمان جديد است . اولين سازماني كه اين ايده را معرفي مي كند به عنوان نو آور در نظريه گرفته مي شود وسازماني كه كپي مي كند يك تغيير را اتخاذ نموده است

 

يك سازمان كه مشوق نو آوري است سازماني است كه ديدگاههاي ناشناخته به مسائل يا راه حل هاي منحصر براي حل مسائل را ارتقاء مي دهد . ن.آوري فرآيند كسب انديشه خلاق و تبديل به محصول و يك روش عملياتي مفيد است .

سه مجموعه از متغيير ها وجو دارند كه ميتوانند نوآوري را ايجاد كنند . آنها به ساختار سازماني – فرهنگ و توانايي منابع انساني مربوط مي شود .

سازمانهاي نوآور تجزيه كردن را تشويق مي كنند . آنها هم به موفقيتها و هم به شكستها پاداش مي دهند . از اشتباهات تجربه كسب نموده و كار خود را در جهت بهبود عملكرد اصلاح مي كنند . 

در اين مقاله فرهنگ نوآور و منابع انساني كه تاثير ويژه اي بر بهبود عملكرد و بالا رفتن بهره وري دارند مورد نظر بوده و تاثير آ«وزش فعالانه و توسعه دانش اعضاي سازمان آن طور روز آمد ياشد مورد تشويق قرار گرفته و پرورش خلاقيت مد نظر است .

بنابر اين سازمان هاي نو آور امنيت شغلي در سطح عالي براي كاركنان خود فراهم مي آورند و به افراد جرات مي دهند كه تغيير پذير باشند .

زماني كه انديشه اي جديد تكامل مي يابد پيشتازان تغيير فعالانه و با شور و شوق انديشه انفعالي بخشيده و ان را حمايت نموده و بر مشكلات چيره مي شوند و اطمينان مي دهند كه نوآوري به مرحله اجرا در خواهد آمد . (ص 5 – خلاقيت در مديريت – ناهيد محمدي )

از وظايف مديران پيدا نمودن و شناسايي ذهن هاي خلاق در سازمان و حمايت از آن ئ ايجاد امنيت در رضايت شغلي و انگيزش در اين كاركنان در جهت استفاده از افكارشان در سازمان است . ويژگيهاي زير راهنمايي جهت شناخت اين افراد است .

  • ويژگيهاي شخصيت خلاق

استقلال : فرد خلاق عقايد و انديشه هايش را وابسته به افكار ديگران نمي داند و افكار و كارهاي خويش از استقلال بالايي برخوردار است .

ريسك پذيري : فرد خلاق اهل خطر كردن است و ماجراجويي را دوست دارد ، در برخورد با مسائل و مشكلات جرات بيشتري به خرج مي دهد و معمولا نگران شكست هاي احتمالي خود نيست

كنجكاوي و علاقه به كارهاي پيچيده : از سطح ظاهري يك مسئله فراتر رفته و تو شكافي نموده و در حل مشكلات پيچيده انرژي زيادي صرف مي كند .

تحمل ابهام : براي فرد خلاق مواجه شدن با ابهامات يك مبارزه محسوب شده و نوعي لذت بدنبال دارد .

انعطاف پذيري : اگر او در جريان حل يك مسئله با پاسخي برخورد كند مسير فكري خود را به سهولت تغيير داده و آن موضوع را از زوايا و ابعاد ديگري بررسي نموده و افكار و راه حل هاي متنوع را بكار مي گيرد و همواره جايي براي تغيير و تحول باقي مي گذارد .

شوخ طبعي : فرد خلاق از ظرافت ديد و نكته سنجي زيادي برخوردار است و اغلب قادر است با اظهار نظرها بيان نكته ها و خلق موقيتها ي جالب ديگران را به عهده دارد .

اعتماد به نفس بالا : نسبت به خود و توانمنديهايش آگاهي دارد و معتقد است كه ايده ها و نظراتش ارزشمند هستند .

ابتكار و تخيل قوي و حساسيت : ايده هاي او معمولا با ايده هاي ديگران بسيار متفاوت است و در مواردي كه ديگران به راحتي و روزمرگي از آن مي گذرند ذهن خيال پرداز قوي دارد .

زيبايي دوستي : فرد خلاق به اساني مجذوب زيبايي مي شود و نسبت به آن توجه و دقت زيادي مي كند و به فعاليتهاي هنري علاقه مند است .

ترديد : اغلب بسياري از قوانين رايج جامعه براي او جاي سؤال باقي مي گذارند . اين مشكوك بودن و عدم اعتماد فرد خلاق معمولا ناشي از علاقه دروني او به تغيير – اصلاح امور عادي و خلق ايده هاي بهتر است ( ص 36 – كلاس خلاقيت )

« استيز » علاوه بر ويژگيهاي  فوق موارد زير را نيز بر اين ويژگيها مي افزايد :

1.     سلامت رواني و ادراكي

2.     توانايي ايجاد تعداد زيادي ايده بطور سريع

3.     دلگرمي و اميد به آينده

4.     علاقه به سادگي و بي تكلفي در نوع لباس و جنبه هاي گوناگون زندگي

5.     روحيه انتقادي

6.     آرامش و آسودگي خيال

7.     توانايي برقراري ارتباط عميق و صميمانه

8.     شهامت

9.     قدرت

10.                        جلب حس اعتماد و اطمينان ديگران

11.                        مسئوليت پذيري و توانايي سازمان دادن به فعاليتهاي گوناگون و حساسيت به مسائل و مشكلات اجتماعي

  • بهره وري در سازمان و توسعه نيروي انساني

رابطه بين ستاده در يك سازمان و نهاده هاي مورد نياز آن مفهوم ساده اي براي بهره وري است . ما مي توانيم با تقسيم ستاده ها بر نهاده ها مقدار بهره وري را تعيين كنيم همچنين با بهبود اين نسبت بر ميزان بهره وري بيفزائيم . بدين معنا كه به سطح معني از نهاده ها ستاده هاي بيشتر يا بهتري بدست آوريم ( ص 17 – راهنماي جامع مديريت بهره وري )

برون داد ÷ درون داد = بهره وري

عامل پيچيده ديگري كه ميتواند موجب بهبود بهره وري و بهره گيري اثر بخش تر از منابع باشد كيفيت محصول است كه بايستي در ستاد هاي يك سازمان مورد بررسي قرار گيرد .

آن دسته از سازمانهايي كه به اهميت نقش منابع انساني پي برده اند ارزش قدرت نيروي كار متعهد – خلاق و در صحنه را ميدانند لذا منابع مهم و انرژي هايي فراوان از مديريت را صرف ايجاد محيطي مينمايند كه كاركنان بتوانند با حداكثر توان خود در بهبود عملكرد سهيم باشند ( ص 101 – همان كتاب )

يكي از شاخصه هاي توسعه يافتگي در كشورها توسعه انساني با شاخص HDI  است كه نشانگر درجه موفقيت و ميزان دستيابي به توسعه در هر كشور است . دانش ، بهداشت و طول عمر دو شاخصي هستند كه شكل گيري قابليت هاي انساني را ارزيابي مي كنند ( ص 15 – شاخص و توسعه يافتگي )

اين قابليت ها امروزه از مهمترين عوامل در پيشرفت و توسعه بشمار مي روند كه در سازمان ها تلاش در بالا بردن كيفيت زندگي كاري و استراتژيهاي مشاركت كاركنام در جهت رشد اين قابليت ها بوده و ميتواند سطح بهره وري در سازمان را افزايش داده و منجر به بهبود و در نتيجه بستري براي سعادت و توسعه يافتگي اجتماعي باشد .

اكثر تعريفهاي رسمي كه از كيفيت كاري ارائه شده است بيانگر همسويي و همخواني بين هدف هاي فردي نيروي انساني و سازمان است . نقش كاركنان در تصميم گيري – مشاركت در حل مشكلات – سهيم شدن در اطلاعات و كار گروهي و تشريك مساعي و امنيت شغلي مؤلفه هاي ديگر كيفيت كاري بالا در يك سازمان خوب است .

  • عوامل مؤثر در بهره وري و خلاقيت در سازمانهاي آموزشي

نظريه چند عاملي بهره وري و خلاقيت در سازمانهاي آموزشي

ظهور و سقوط ملتها را ميتوان در سرتاسرتاريخ جهان با مشخص ساختن بهره وري آنان تعيين و پيش بيني نمود . ملتهايي كه در طول تاريخ سقوط نموده اند گويي كه به بيماري تصلب شرائين مبتلا ميباشند .

اقتصادشان پير و فرتوت شده ، سرعت انطباق يافتن آنان با تحولات جهاني ونيز   پاسخدهي آنان نسبت به تحولات و نوآوري هاي ملل و اقوام ديگر كاهش پيدا كرده است و بالاخره در مسيري قرار گرفته اند كه از ابعاد مختلف اقتصادي و و فرهنگي از رونق افتاده اند (آنگوس ماديسون 1982

علل كاهش بهره وري در جوامع ميتواند از هريك از عوامل زير باشد

  • الف ) اقتصاد نا كارآمد
  • ب ) مقررات نا كارآمد دولتي
  • ج ) نيروي انساني نا كار آمد ( غير متخصص و مستعمل )
  • د ) سازمانهاي نا كارآمد

در اين ميان در تامين كميت و كيفيت آموزش كاركنان در سازمانهاي كشور و ويژگي هاي نيروي انساني شاغل در اين مراكز و بهره وري ملي رابطه مستقيم وجود دارد .

بنابر اين اگر دست اندر كاران و مسئولين سازمانهاي كشور خواستار افزايش بهره وري سازمانها هستند ناگزير بايد نيروي انساني و بهره وري كاركنان را تاحد ممكن با توجه به معيار هاي جهاني رشد داده در سطحي بهينه و قابل رقابت با كشور هاي در ابعاد مختلف اقتصادي – سياسي – فرهنگي و اجتماعي ديگر حفظ كنند .

از اين ديدگاه همه نهاد ها و سازمانها ي فعال در كشور همانند سلول هاي بدن يك موجود زنده داراي روابط متقابل با يكديگر هستند و رشد و تحول و پيشرفت هر نهاد يا سازمان در نهادها و سازمان هاي ديگر اثر مي گذارد . در اين ميان سازمانهاي آموزشي از اهميت ويژه اي برخوردار است .

سازمانهاي آموزشي را متخصصان – صاحبنظران و انديشمندان كشور تشكيل مي دهند بنابر اين با اطمينان ميتوان گفت كه افزايش بهره وري اين نيروي عظيم بيشترين تاثير را بر نيروي انساني فعال فعال در نهاد ها و سازمانها ي ديگر ( بهداشتي – صنعتي – هنري – نظامي و حقوقي ..... ) مي گذارد و كاهش بهره وري اين نيروي متخصص و صاحبنظر نيز مهلكترين اثر را بر سازمانهاي ديگر  و در نتيجه كل جامعه خواهد داشت ( ص 10 – دكتر محمود ساعتچي )

هرچند عوامل متعدد و درهم بافته اي باعث ميشوند تا بهره وري يك سازمان افزايش يافته و در سطح دلخواه نيز ثابت باقي بماند همچون ارزيابي عملكرد كاركنان و انتخاب افراد مناسب و متعهد در تصدي پست هاي مديريت و دوره هاي آموزشي مفيد .

همسويي اهداف سازمان و اهداف كاركنان و همخواني تحليل مشاغل و ويژگي هاي شخصيتي شغل ( شناختي – هيجاني و رفتاري ) – ايجاد انگيزش و بالا بردن كيفيت كاري ايجاد رضايت شغلي و پائين آوردن فشار رواني در سازمان و ايجاد محيط فرهنگي مناسب از ديگر عوامل مؤثر در بهره وري بوده و با اين رويكرد آموزش خلاقيت و نوآوري ميتواند در كليه اين عوامل تاثيرات مثبت نهاده و طبق فرآيند حل خلاق مسئله در شرايط ايده آل شامل مراحل ( حقيقت يابي – ايده يابي و راه حل يابي )

1.     حقيقت يابي : تشخيص مشكل بنيادي از مشكلات حاشيه اي و زائيده مشكلات اصلي

2.     ايده يابي : ايده هاي جديد و انگيزه هاي نو و مغاير با عادات و انتظارات

3.     راه حل يابي : انتخاب كم هزينه ترين و سريعترين راه براي رسيدن به هدف

سازمان ميتواند با حل مسائل مربوط به هريك از عوامل ذكر شده با تغييرات وارده به سيستم همسو شده و به هدف بهره وري بيشتر دست يابد .

حال اگر مطلب فوق را بصورت معادله زير نشان دهيم 

نو آوري + بهره وري = بهبود مستمر عملكرد

مشاهده ميشود خلاقيت و به موجب آن دستيابي به نوآوري و بالا رفتن اثر بخشي و كارآيي ( بهره وري نيروي انساني ) ميتواند جهت حركت سازمان را نسبت به تغييرات جهاني هم محور و به سمت توسعه ملي بالنده سازد .

  • انگيزش و خلاقيت و بهبود عملكرد

هرگونه تغيير و تحولي را كه تاثيرات مثبت داشته باشد بهبود مي ناميم . تغيير و بهبود را در دو شكل كلي ميتوان ديد  يكي تغييرات و اصلاحات جزئي كه با Kailzen   و يا تحول دائمي معروف است و ديگري اصلاحات و تغييرات كلي و وسيع كه به نوآوري معروف مي باشد  .

هرگاه نوآوري همراه با كايزن باشد در طي زمان استانداردهاي جديد بالاتر از استاندارد هاي قبلي قرار ميگيرند و نمودار بهره وري بصورت تشويقي ديده ميشود كه نشان دهنده بهبود عملكرد در سيستم است .

نوآوري + بهره و ري = بهبود عملكرد و يا كيفيت مستمر

تغيير عامل مهم انگيزش است و نياز به راه حل يابي در منشاء تغييرات خلق الساعه خلاقيت به بار مي آورد . حركت از حالت فشار به رضايت باعث نوعي آرامش مطلوب ميشود كه خد بستر تغيير و زمينه ساز خلاقيت هاي بعدب است .

بهبود اقتصادي هر كشور هنگامي آغاز ميشود كه خواهان عملكرد بالايي باشد اين بهبود عملكرد چيزي است كه كشورهاي جهان به آن نياز دارند . ( دكتر توردال – 1990 )

  • موزش و پرورش عمومي خلاقيت و نو آوري

آموزش اساسي تري جنبه توسعه منابع انساني بشمار مي رود . با توجه به زمينه اثر آموزشها آنها به دو بخش تقسيم مي شوند 

  • الف ) آموزشهاي اختصاصي كه موجب ارتقاي كيفي و كمي توان فرد آموزش گيرنده در زمينه مشخص ميگردد مانند رشته هاي فني و حرفه اي
  • ب ) آموزشهاي عمومي : آن بخش را دربر ميگيرد كه در مجموعه فعاليتهاي فرد يا حداقل بخشي از آنها اثر مثبت مي گذارد و تكنيكها و تمرينات تقويت حافظه ، تند خواني و خلاقيت از آن جمله اند .

در جهان امروز هر ملتي با تقويت خلاقيت سعي در ازايش سرعت پيشرفت و مشكل گشايي هر چه سريعتر دارد . در جنين شرايطي زمينه وسيع و در عين حال اساسي پيشرفت در جنبه هاي گوناگون تمدن و فرهنگ ، خلاقيت و نوآوري است كه لازم است سريعا فعاليت در زمينه افزايش آن توسعه يابد . بطور كلي هدف از آموزش خلاقيت شامل مراحل زير است

1.     شناخت فراگيران از استعداد خلاقيت

2.     پي بردن به استعداد خلاقيت در خويشتن

3.     اعتقاد به رشد استعداد خلاقيت و سعي در جهت آن

4.     بكار گيري توان خلاقيت در حل مسائل ومشكلات زندگي ( ص 154 – خلاقيت و نوآوري در انسانها و سازمانها )

  • شرايط ايجاد خلاقيت و نوآوري

فضاي خلاق : يكي از راه هاي مهم ظهور نوآوري بوجود آوردن فضاي محرك خلاقيت است

بكار گيري سيستم مديريت استعداد TMS  ابزار مؤثري در سازمان بشمار مي رود . كشف ، جذب ، حفظ و اداره و مديريت استعداد ها از عناصر اصلي اين مديريت است . مكان خاصي را در اداره جهت خلاقيت افراد درنظر گرفته و انواع وسايل و ابزار خلاقيت را در آن قرار دهيد ( پوستر ها – فيلمها – نرم افزار هاي كامپيوتر و .... ) 

  • دادن وقت و آزادي فكر براي خلاقيت :

برقراري سيستم پيشنهادات و تقويت نظرات و عقايد جديد و ارزش قائل شدن براي افراد خلاق و سخت كوش ( قهرمانان آرام )
ايجاد روابط گروهي و استفاده از سينرژي و شهود در گروه

ايجاد فضاهايي براي سرگرمي هاي ايده ساز – ورق زدن كتابها و مجلات و مسائل مطرح در بين جوانان جامعه

پياده روي بصورت فردي كه نوعي آرامش فكري بدنبال دارد و در آن تداعي آزاد ذهني انجام شده افكار و ايده هاي نو پيامد آن است

موسيقي مناسب اثر خارق العاده اي در تراوش افكار داشته و تصوير سازي ذهن را فعال ميكند و از آن ميتوان در فضاهاي هنري و آموزشي جهت تراوش خلاقيت اشخاص بهره جست ( خلاصه برداري و تحليل هاي نويسنده از كتابهاي رفرنس داده شده )

تكنيكهاي خلاقيت

تكنيك چرا : اين تكنيك هم براي حل مسائل و هم براي ايده يابي و ايده پردازي بكار ميرود . براي شناسليي و تعريف درست مسئله ميتوان از اين تكنيك استفاده كرد .

سپس  ايده هاي جديدي در رابطه با موضوع بدست مي آيند و چراي ديگري مطرح مي شود و بايد توجه داشت كه سوالات تا آنجا ادامه پيدا مي كند كه به يك بصيرت و بينش برسيم و يا در يك باتلاق فرو رويم ( ص 20 – جليل صمد آقايي ) اين تكنيك را ميتوان با تكنيك سؤالات ايده بر انگيز (  SCAMPER) تركيب نمود

تکنیک های خلاقیت- آموزش تکنیک طوفان فکری تكنيك يورش فكري Brain Storming  : اين تكنيك را نخستين بار دكتر آلكس اسبورن مطرح كرد و چنان مورد استفاده و استقبال مردم و سازمانها در غرب قرا گرفته كه جزئي از زندگي آنان شده است .

يورش فكري در واژه نامه بين المللي « وبستر » چنين تعريف شده است : اجراي يك تكنيك گرد همايي كه از طريق آن گروهي مي كوشند راه حلي براي يك مسئله بخصوص با انباشتن تمام ايده هايي كه در جا بوسيله اعضاء ارائه ميگردد بيابد . در اين تكنيك تمام شركت كنندگان به ايده يابي در محيطي كه مؤكدا خالي از عوامل بازدارنده است هدايت ميشوند  و همين روحيه آزاد منجر به آنچه كه ميتوان آنرا ايده هاي خارق العاده ناميد ميگردد .

چهار قانون اساسي در اين تكنيك ذكر مي شود

1.     انتقاد ممنوع 

2.     چرخش آزاد و جسارت طرح ايده هاي خارج از ذهن با استقبال روبرو مي شود

3.     كميت ايده ها مورد نظر است

4.     تركيبات ايده ها و اصلاح آن 

                           

تكنيك شش كلاه فكري : مبدع اين تكنيك دكتر ادوارد دوبونو است . بطور كلي اين تكنيك شش جنبه يا سبك فكري را تعريف كرده و براي هركدام كلاه رنگ خاصي را بعنوان سمبل تعيين مي نمايد تا بوسيله آن بتوان بطور روشن و سريع ا ز سبك فكري ( گرايش – حالت – احساس – فكر – موضع – نگرش ) خود ، آگاه شد  انرا تغيير داد يا بديگران اعلام نمود و از سك فكري ديگران نيز آگاه شد . البته با كمي دقت در اصطلاح « كلاه خودت را قاضي كن » متوجه مي شويم كه به نوعي چنين روشي در فرهنگ ايراني – اسلامي وجود داشته است . در اين تكنيك رنگ كلاه متناسب با سبك فكري مربوطه است .

كلاه سفيد : سفيد رنگ خنثي و منفعل است . كلاه سفيد با موضوعات و شكل هاي انفعالي سر و كار دارد . واقعيتها بدون هيچگونه قضاوتي مورد جستجو قرار مي گيرد

كلاه سرخ : سرخ نشانه خشم شور و هيجان است . بينش هيجاني و جنبه هاي احساسي و غير استدلالي ( ابزار مناسبي براي بيرون ريختن احساسات است )

كلاه سياه : نشانه منفي نگري و افسردگي است . بيانگر جنبه هاي منفي و بد بينانه است

كلاه زرد : زرد نشانه آفتاب و مثبت است . جنبه هاي مثبت و خوشبينانه

كلاه سبز : نشانه رويش و باروري . بيانگر خلاقيت و فكر هاي نو است

كلاه آبي : سردي و آسمان . برنامه ريزي و ساماندهي  كلاه نظارت و استفاده از بقيه كلاه هاست (ص 44 – صمد آقايي )

تغيير احساس زاويه ديد سبك فكري و نگرش در بازي با كلاه ها موجب آن مي شود تا به فكر خود مسلط شده و چيز هايي را كه مي خواهيم فرا خوانيم . علاوه بر اين چون فكر با رنگ كلاه عوض ميشود  فشاري بر شخصيت فرد وارد نشده و فقط روش فكري عوض ميشود و مخالفت انتقال يا موضع گيري را در گروه از بين مي برد .

تكنيك گروه اسميNo mial Grup Teechnig  : فرآيند تصميم گيري شامل 5 مرحله است:

اعضاء گروه در بررسي يكديگر دور يك ميز جمع ميشوند  مسئله بصورت كتبي به هريك از اعضاء داده ميشود و آنها چگونگي حل مسئله را مي نويسند .

هريك از اعضاء به نوبت يك عقيده را به گروه ارائه مي دهد ، عقايد ثبت شده در گروه به بحث گذارده ميشود تا مفاهيم جهت ارزيابي روشن تر و كاملتر شود . هريك از اعضاء مستقلا و مخفيانه عقايد را درجه بندي مي نمايد . تصميم گروه آن تصميمي خواهد بود كه در مجموع بيشترين امتياز را بدست آورده باشد . ( ص 4 – عباس طالب بيدختي )

تكنيك الگو برداري از طبيعت ( Bionics  ) : يكي از تكنيكهاي خلاقيت و نوآوري كه در ابداعات فني كاربرد گسترده و موفقي داشته الگوبرداري از ضعيف است . برنامه ريزي هاي كامپيوتر و موضوع هوش مصنوعي همه با الگو برداري و تقليد از فعاليتهاي مغز آدمي انجام شده است .

ذهن با قدرت انتخابگر خود جريانهاي طبيعت را درقالب قانون ريخته و عرصه هاي جديدي را پيش روي بشريت مي گشايد و ابداعات و اختراعات تازه اي را به او ارزاني ميدارد (ص 126 – خلاقيت و نوآوري )

تكنيك دلفي ( Delphi tec  ) : در اين تكنيك افراد هيچگاه بصورت گروه در يك جلسه و بصورت رويارويي مستقيم جمع نمي شوند و اين تكنيك در پنج مرحله صورت مي پذيرد .

1.     اعضاء گروه بصورت مخفيانه راه حل كتبي ارائه مي دهند

2.     نظرات كتبي به يك ايستگاه مركزي ارسال مي شود

3.     همه نظريات براي هر يك از اعضاء گروه ارسال ميشود

4.     اعضاء در باره نظريات ديگران اظهار نظر كتبي به ايستگاه مركزي مي فرستند

5.     مراحل 3 و 4 آنقدر تكرار ميشود تا اتفاق آراء بدست آي ( وي ، جي ، پانيه 1982 ) ( ص 122 – خلاقيت و نوآوري )

Tkj یک تکنیک خلاقیت حل مسئله ژاپنی است که به صورت گروهی انجام می گیرد.

تكنيك TKG  : حل گروهي مسئله كه توسط كوباياشي و كاراكيتا در سال 1964 ابداع شد . اين روش مبتني ب مجموعه واقيتهايي است كه شركت كنندگان توليد مي كنند . اين واقعيتها داراي 3 شرط زيرند 

1.     بايد به مسئله مورد نظر مربوط باشند 

2.     طور عيني اثبات پذير باشند

3.      مهم باشند

TKG  داراي 2 مرحله

  • الف  ) تعريف مسئله : شركت كنندگان واقعيت هاي مربوط به زمينه مورد نظر روي كارت مي نويسند  
  • ب ) حل مسئله ) شركت كنندگان راه حل هاي پيشنهادي را مي نويسند و سپس بصورت مجموعه اي قرائت مي شود

تكنيكهاي ديگر خلاقيت نيز كه در پرورش ذهن ميتوان استفاده از آن نمد عبارتند از :

تكنيك ايدكاتور ( تفكر كلامي و ديداري و استفاده از سمبول هاي گرافيكي بجاي كلمات ) – تكنيك يورش فكري معكوس : معرفي وضعيت مطلوب و پيدا نمودن نقاط قوت يا اشتباهات آن  - تكنيك PMI  : نكات مثبت و نكات منفي موضوع و نهايتا نكات جالب و تازه مورد را ليست نموده و موضوع را از نظر محدوديتها و مزايا و تازگي هاي آن بررسي مي نمايد – تكنيك ايفاي نقش – تگنيك چه مي شد اگر  ..... ؟ تكنيك وارانه سازي ( كشف چيزهايي كه وجود ندارد ) كارهايي كه انجام نمي دهيد و ......  

و ديگر تكنيك ها كه در حوصله اين مقاله نمي گنجد تكنيك هايي است كه با آموزش آنها در كلاس خلاقيت ميتوان بر افراد خلاق سازمانها افزود و نهايتا به بهره وري بهينه و كيفيت مطلوب دست يافت .

آموزش كاربردي خلاقيت و حل خلاق مسئله در واحد سازمان آموزشي (كلاس درس)  
راهكارهاي كاربرد خلاقيت در حل مسائل مطرح شده در سازمان آموزشي ( كلاس درس )

1.     ارائه تصويري از قسمتي از درس و درخواست ساختن داستاني در باره آن از هر يك از فراگيران

2.     عنوان نمودن جمله اي مربوط به درس و درخواست ساختن داستاني در باره آن از هر يك از فراگيران

3.     ارائه كلمات كليدي و درخواست تغيير شكل نوشتاري واژه به طوري كه معني خاصي را در باره موضوع درس يا چيزي كه مربوط به آن است به ذهن متبادر سازد

4.     استفاده از جملات تحريك كننده و هيجان انگيز مانند خود را در جاي .... بگذاريد – به جاي نقطه چين بر اساس موضوع درس تلوزيون – يخچال – موجودات سياره عطارد – نپتون – باكتري – بمب ساعتي و ...... ميتواند قرار بگيرد  .

5.     استفاده از الگوهاي طبيعت و نظام موجود در آن در توضيح مطالب علمي و سازمان دهي در باره مطالب در يك مورد انتزاعي و تجزيه و تحلبل موفولوژيك

6.     استفاده از خواب خلاق يا ناخود آگاه به اين ترتيب كه موضوع درسي مثلا منظومه شمسي را دريك حالت نيمه خواب و Relaxe  براي دانش آموزان بصورت تصوير خلاق بيان نموده و آنها را با كنترل خواب خود جزو چيزهاي جالب و خلاقي را ديده و سپس در باره آن علاوه بر يادگيري دانشي درس خلاقانه به بحث و گفتگو بپردازند .

7.     همفكري در گروه در باره يك مسئله ابتدا بصورت فردي به مسئله و پاسخ آن مي انديشد و سپس راه حل ها را در گروه به بحث گذاشته و بهترين راه حل بر اساس آراء انتخاب مي شود .

8.     ثبت ايده اي جديد و ناگهاني و اعلام آن در هر شرايطي در كلاس كه لازمه آن دادن فكر و گفتار در كلاس است  اين ايده ها ميتواند راجع به موضوع درسي هر جلسه باشد .

9.     انجام دادن كارهاي ساده بر خلاف عادت هميشگي و تغيير نوع گفتار – حركات چهره و بدن و شكل نوشتن و غيره ميتواند به تغيير عادت كمك كند .

10.                        تحميل روابط : براي چيزهاي نامربوط تشابهاتي پيدا كنيد . از موضوعات درسي استفاده نموده دو كلمه نا مرتبط را با توجه به موضوع درس عنوان نموده و تشابهات آن را مورد بررسي قرارداده و يا در قسمتي كاملا شبيه را بررسي نموده و پيدا كنيد كه تا چه تضادهايي با هم دارند  مثال : ( صابون – كاغذ ) صابون كاغذي [ راه حل مانند توقف در پاگرد پلكان است . نظري انداختن به اينكه به كجا مي رويم و از كجا آمده ايم . ] جايي براي نفس تازه كردن

  • نتيجه گيري و پيشنهاد هاي تحقيق

در اين مقاله تاثير سازمانهاي آموزشي را بر بالا رفتن بهره وري كل سازمان بررسي نموده استدلال نموديم كه افزايش بهره وري متخصصان و صاحبنظران و انديشمندان كشور كه سازمانهاي اموزشي را تشكيل مي دهند بيشترين تاثير را بر نيروي انساني فعال در نهادها و سازمانها ي ديگر ( بهداشتي – صنعتي – هنري – نظامي - ..... ) مي گذارد لذا آموزش خلاقيت و پرورش فرآيند خلاق حل مسئله و توجه به نوآوري هاي افراد ميتواند موجب افزايش كيفيت ستادهاي سازمان آموزشي گردد و به نوبه خود اين ستاده ها بعنوان نهادهايي خلاق با ورود به بازار كار و سازمان هاي سازنده جامعه يك ارتقاء سطح بهره وري سازمان ها ذيربط شده و با افزايش بهره وري نيروي انساني در اين سازمانها جامعه به سمت رشد اقتصادي و توسعه يافتگي قدم برداشته و هماهنگ با تغييرات جهاني پيش خواهد رفت .

لذا آموزش خلاقيت و بكارگيري آن در كلاسهاي درس با توجه به موضوع خاص دانشي آن جلسات در سازمان آموزشي از نيازهاي بسزاي آموزش و پرورش بوده و بايستي در سياستگذاري كلان آموزشي برنامه ريزيهايي بر اساس پژوهش ميداني در باره آن انجام گيرد . اين دوره هاي آموزشي ميتواند در سازمانها نيز جهت بهبود عملكرد كاركنا ن برگزار گردد .

پيشنهاد ميگردد براي ارزيابي همبستگي مثبت بين خلاقيت و نوآوري و بهره وري در سازمانها از روش ميداني و دو گروه آزمايش شونده و گواه استفاده نمود معلمين را به عنوان نهاده ها مورد آموزش تكنيكهاي خلاقيت ، شناسايي افراد خلاق در كلاس درس و تقويت اين ويژگيها قرار داده شوند وروشهاي خلاق حل مسئله به آنان آموزش داده شود .

پس از دوره آموزشي دانشي كه توسط اين معلمين با استفاده از تكنيكهاي خلاقيت انجام مي پذيرد ميزان خلاقيت ستاده هاي كلاس آنان را با پرسشنامه خلاقيت سنجيده و پس از ورود اين محصول به سازمانهاي مختلف بهره وري توليد گروه آمزش ديده و گروه گواه را مورد ارزيابي قرار داده تاثير آموزش خلاقيت بر نهاده ها ( نيروي انساني ) و افزايش بهره وري را اندازه گيري نموده و همبستگي ميان اين دو بدست مي آيد .

لازم به ذكر است همبستگي مثبت  بين نوآوري و خلاقيت و بهره وري نيروي انساني بصورت تطبيقي در طي تاريخ اثبات شده و اختراعات و ابتكارات بشر روز به روز از هزينه ها كاسته  و بر سود آوري اين فن آوريها دلالت دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 20:54  توسط e.r  |